کوروشکوروش، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 6 روز سن داره

یکی یک دونه مامان و بابا

تولد

لبخند زدی و آسمان آبی شد شبهای قشنگ زمستان مهتابی شد پروانه پس از تولد زیبایت تا آخر عمر غرق بی تابی شد   ...
16 اسفند 1391

اولین عکس نی نی در بیمارستان

و خداوند تو را هدیه داد...   این اولین عکسیه که از پسر گلم گرفتیم پسرم 4کیلو وزن و 53سانتی متر قد داره عزیزدل مامان راحت به دنیا اومد مامان رو اذیت نکرد شب ها هم راحت می خوابه فقط یک بار برای شیر خوردن بیدار می شه   ...
10 اسفند 1391

تولد کوروش 91/12/6

  غنچه ناز کوچک تولدت مبارک                  هزاران بار خدا را شکر که چنین روزی را آفرید تا باغ جهان نظاره  گر شکفتن گلی چون تو باشد  4 اسفند همراه مامان بزرگ اومدیم مشهد تصمیم گرفتیم جشن تولد کوروش رو بعد از خرید توی شاندیز بگیریم پسرم انگار شبیه کفش هاشو توی این ویترین دیده حالا هم از جاش تکون نمی خوره مجبور شدیم بغلش کنیم از اونجا بریم    روز تولدت اولین روز از شروع سفر 365 روزه ات به دور خورشید است عزیزم از سفرت لذت ببر تولدت مبارک ...
8 اسفند 1391

1اسفند تولد بابایی

بابا جونم تولدت مبارک امشب تولد بابایی بود تو هم مثل همیشه به همه چیز می خواستی دست بزنی خاله نرگس از دستت کلافه شده بودتوی همه عکس ها تکون می خوردی و به شیرینی دست می زدی       ...
2 اسفند 1391

بازی کودکان با عناصر طبیعی

حالا که می بینم این کوچولوی من اینقدر این وسایل براش جالبند این مطلب ر ابجا دیدم برای مامان نی نی هامون بیارم. منبع:ایسنا یک روانشناس كودك بازي با عناصر طبيعي و اجزا و وسايل آشپزخانه را بهترين وسيله براي رشد كودكان معرفي كرد. "راضيه محبوبي" در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه همدان، عنوان كرد: خانواده‌ها بايد فرصت بازي با عناصر طبيعي و اجزا و وسايل آشپزخانه و وسايل مربوط به خانه را به كودكان بدهند تا كودكان مراحل رشد خود را به خوبي طي كنند.   وي تاكيد كرد:كودكان در صورت بازي با اجزا و وسايل خانه تجربه و آگاهي كسب مي‌كنند، بنابراين والدين بايد وسايل خطرناك و شكستني را از كودكان دور كنند. &nb...
20 بهمن 1391

بازی کوروش با وسایل آشپزخونه

    این همه اسباب بازی مامان جون ولی تو باز هم می ری آشپزخونه و با وسایل آشپزی و جارو و پارو بازی می کنی ! اینم از کنجکاوی نی نی هاست که می خوان همه چیز رو امتحان کنن. چقدر دوست دارم وقتی ظرفها رو یکی یکی در می آری و منظم توی کابینت می چینی . من عاشق این بازیهاتم مامانی                  ...
20 بهمن 1391

راه رفتن نی نی

چند روز قبل از راه رفتن پسر گلم خونه بابابزرگ بودیم . بابایی و مامان بزرگ مرتب دستتو می گرفتن و راه میرفتن. من که توی اینکار خیلی کوتاهی کردم چون عجله ای برای راه رفتنت نداشتم فکر می کردم راه بری و بیشتر از این شیطنت و بازیگوشی کنی          اینجا اولین شبی بودکه راه رفتی (11 ماهگی پسرگلم ) توی همه کارها جلو بودی حالا هم برای خودت هرجا که دوست داری می ری و از روی میزهم هرچی دوست داری برمیداری.   چقدر خوشحالیم از راه رفتنت مخصوصا اداهایی که در می آری و حرف هایی که موقع راه رفتن می زنی. آی آی.... آی ... جی جی جی . جی .... بابا... بابا ... دَ دَ دَ .... شونه هاتو برای تعادل مرتب ...
16 بهمن 1391