کوروش و بهنود
امشب بهنود و بهنام مهمون ما بودن وقتی اومدن من داشتم توی تختم گریه می کردم می دونم مامانی برای اولبن برخورد کار خوبی نکردم !!! ...
نویسنده :
آزاده
14:34





