یکی یک دونه مامان و بابا

کوروش

بدون عنوان

از اخرین نوشته تا حالا خیلی زمان گذشته . با برنامه هایی که برای مسابقات دو دارم با این حال که وقت می شه بیام و پست بگذارم ولی انگار دست و  دلم به نوشتن نمیره. و نگران کارهای دیگه ام هستم. توی این مدت بعد از سفر اهواز یه سفر دو روزه به شمال داشتیم و بعد خونه مامان جون ده روزی موندیم. در راه برگشت خونه سپیده سر زدیم. صبح ها که کوروش مهد کودکه و من هم یک روز  در میان باشگاه وکوه می رم. عصر اینقدر خسته ام که دوست دارم حتی چند ثانیه کوروش اجازه بده من بخوابم. ولی حتی موقع دراز کشیدن هم کوروش می گه که پاشو روز شده ببین بیرون رو هوا روشنه دیروز 14 بهمن خاله نگار اومده  خونه ما. کمک بابایی چند روزی که من نیستم از کوروش مراقبت کنه....
15 بهمن 1393

سفر اهواز

این سفر اهواز سوپرایز بابا جون بود برای ما. 5 شنبه 20 اذر رفتیم خونه خاله عاطی و خاله نرگس. اولین عکس از کارون زیبا گل های کاغذی ساحل کارون سرزمین عجایب اهواز کباب ماهی مخصوص کوروش آموزش های عمو علی به کوروش در حفظ تعادل به من و کوروش خیلی خوش گذشت به امید سفر بعدی به اهواز   ...
5 دی 1393

سفر لواسان

14 آذر بهمراه دوستان بابا به لواسان و افجه رفتیم.  قبل از سفر به کوروش گفتم میریم شمال . دو روزی که لواسان بودیم کوروش سراغ دریا و جنگل بود. جنگلهای لواسان هم براش خیلی با شمال تفاوت داشت یکروز که برای گردش رفته بودیم دست منو می کشید و می گفت مامان بریم یه شمال دیگه از این طرف بیا.... نورا دختر اقای حسنی   ...
5 دی 1393

نقاشی نقاشی ... نقاشی های کوروش

نقاشی و کاردستی که کوروش درست کرده ابروهای صورت سمت چپ رو که  کشید گفت این عصبانیه مامانی   این هم هواپیماست ....چیز دیگه ای نیت قسمت آبی جلو هم به گفته نقاش خلبانه اثر دست که از روی دست طاها کشیده   ...
12 آذر 1393

کوروش و طاها

طاها چند ماه از کوروش بزرگتره . اون روزی که مهمان  ما بود چند بار دعواتون شد. حتی موقع عکس گرفتن هم آروم نشدید.... با این حال موقع رفتنشون می گفتی :دوستم نره ، دوستش دارم ...
12 آذر 1393

شعرهای کوروش

آهویی دارم خوشگله / فرار کرده زدستم / دوریش برایم مشکله/ کاشکی اونو می بستم ای خدا کاری بکن آهومو پیدا کنم / وای چکار کنم آهومو پییدا کنننننننم      یه روز  آقا خرگوشی رفت دنبال بچه موشی / موشی پرید تو سوراخ / خرگوشه گفت آخ/ خرگوشه گفت آخ /وایسا وایسا / کارت دارم / من خرگوش بی ازارم / کارییت نداااااااارم / کاریت نداااااااارم  یه توپ دارم قلقلیه / سرخ و سفید و ابیه / می زنم زمین بالا بره/ نمی دونی تا کجا بره/ من این توپو نداشتم مشقامو خوب نوشتم/ بابام به من عیدی داد / یه توپ قلقلی داد/   حسنی نگو بلا بگو تنبل تنبلا بگو / موی بلند روی سیاه ناخن دراز / وا...
12 آذر 1393

عکس های پاییزی

نمایشگاه تهران محل گل بازی کوروش پاییز پاییز پاییزه / برگ درخت می ریزه / کوروش کوچولو تمیزه / شعر جدید کوروش در روزهای پاییزی چند شب پیش مهمانی رفته بودیم و کوروش این هدیه رو از میزبان گرفت.  تا صبح با اون مشغول بازی بود   ...
12 آذر 1393

بدون عنوان

ا ین ماه تعطیلات محرم را داشتیم .به همین خاطر یکشنبه 11 آبان به خونه مامان جون رفتیم. خاله عاطفه و کیارش و خاله نگار  از اراک هم آمده بودند. کوروش با مامان جون عصرها به روزه می رفت . شب هم تا دیر وفت بیدار بود و شیطونی می کرد. من هم با خاله عاطی مشغول یوگا بودم. یک روز هم یه صعود خوب دسته جمعی داشتیم به قله سفیدکوه. شنبه 17 آبان هم به تهران برگشتیم. روز عاشورا و مراسم عزاداری عاشورا کلاه های بافتی که مامان جون برای دوتا نوه گلش بافته شوخی پسرخاله با پسرخاله عکس العمل کوروش وقتی که کیارش تبلتش رو از دستش قایم می کنه و.... انارهایی که باباجون از درخت توی ...
26 آبان 1393